معنی حاویة
6 بازدید
[ یَ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی مؤنث حاوی. || آنچه از روده ها که درهم کشیده و منقبض گردد. (اقرب الموارد). چرب روده. حاویاء. جگرآکند. عصیب. ج، حواوی، حاویات. (اقرب الموارد). رجوع به حاویاء شود.
کلمات همقافیه با «حاویة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر