معنی حانوت
6 بازدید
(ع اِ) حانیة. حاناة. دکان می فروش. (منتهی الارب). میخانه. خرابات. || دکان. (کشف اللغات) (لطائف اللغات) (دهار) (غیاث اللغات): گفت بد موقوف این لت لوت من آب حیوان برد در حانوت من.مولوی. که شبلی ز حانوت گندم فروش به ده برد انبان گندم بدوش. سعدی (بوستان). دکان الخمار. یؤنث و یذکر و الخمار نفسه. (اقرب الموارد). دکان شراب فروشی. مرد شراب فروش. || کربک. کلبه. (مهذب الاسماء). کربج. کربق. ج، حوانیت. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). ج، حوانی. و النسبة الیه حانی و حانوی. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «حانوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر