معنی واژه حامدافندی
4 بازدید
[ مِ اَ فَ ] (اِخ) (احمد...) یکی از متأخرین شعرا و خوشنویسان عثمانی است از اهالی استانبول. در ۱۰۸۰ هـ . ق. درگذشته است. (قاموس الاعلام ترکی).[ مِ اَ فَ ] (اِخ) نظیف زاده احمد. یکی از متأخرین شعرای عثمانی. وی مدت مدیدی سمت دبیری و منشی گری و پاره ای از مناصب دیوانی داشت و سپس به شیخ مولویخانهٔ غلطه غائب افندی انتساب پیدا کرد و داخل طریقت شد و ترک خدمت دولت گفت، در ساحلخانهٔ واقع در ینی کوی عزلت گزید و در سنهٔ ۱۲۴۸ هـ . ق. آنگاه که متجاوز از ۸۰ سال داشت درگذشت. دیوانی مرتب دارد. وی خوش نویس و موسیقی دان نیز بوده است. (قاموس الاعلام ترکی).[ مِ اَ فَ ] (اِخ) (خواجه...) پسر مترجم قاموس مشهور عاصم افندیست. او یکی از شعرای متأخر است. از عینتاب به استانبول شد و در جامع بشیرآغا واقع در برابر باب عالی بتدریس ادبیات عربی و فارسی اشتغال ورزید و سپس در اسکدار کنج عزلت اختیار کرد و در همین اوقات به مرض رعشه مبتلا شده و در ۱۲۵۸ هـ . ق. درگذشت.[ مِ اَ فَ ] (اِخ) او راست: حاشیه ای بر مرآت الاصول که بسال ۱۰۸۷ هـ . ق. تألیف و بسال ۱۲۸۰ هـ . ق. به چاپ رسیده است. (معجم المطبوعات ص ۷۳۸).