معنی حال گردیدن
7 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) تغییر یافتن حال. متغیر شدن حال. (غیاث): همین بسست که گردد زبان و حال بگردد فصاحت سخن عشق صرف و نحو ندارد. نعمت خان عالی.
کلمات همقافیه با «حال گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر