معنی حال بد زدن
6 بازدید
[ لِ بَ زَ دَ ] (مص مرکب) حال بد کردن : بمردن خویش را چون فال بد زد همان فال بد او را حال بد زد.امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «حال بد زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر