معنی حالس
6 بازدید
[ لِ ] (ع ص) نعت فاعلی از حلس. || (اِ) یکی از خطهای نوعی بازی کودکان عرب، و آن چنان باشد که از خط پنج خانه بر زمین کشند و در هر خانه پنج پشکل جمع کنند و در میان آن پنج خانهٔ دیگر خالی باشد و آن پشکل ها را به آن خانه ها نهند و این بازی را حوالس و هر خط آنرا حالس گویند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حالس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر