معنی واژه حالبی
1 بازدید
[ لِ ] (ع اِ) اطراطیقوس . (ضریر انطاکی ج ۱ ص ۱۱۶). بوبونیون. بیوسون (مصحف بوبونیون). (ابن بیطار، متن عربی ص ۲۶). ثونیون (مصحف بوبونیون). (ابن بیطار، متن عربی ص ۲۶). این دوا بدین نام نامیده شده زیرا ورم حالب را ضماداً و تعلیقاً درمان کند و آن به یونانی اسطراطیقوس است و در حرف الف مذکور افتاد. (ابن البیطار در مادهٔ حالبی). و رجوع به اسطیراطیقوس شود.