معنی واژه حافلة
0 بازدید
[ فِ لَ ] (ع ص) مؤنث حافل. پر. بسیار. کثیر: الا آنکه نعمت حق سبحانه و بحمده در بازماندهٔ امیر ماضی سایغ اللسان و صافیةاللباس است و نامیةالغراس و ناصرةالاکناف و حافلةالاخلاف. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ تهران ص ۴۶۰). || ناقة حافلة؛ شتر مادهٔ بسیار شیر در پستان.