معنی واژه حافظ یاری
0 بازدید
[ فِ ] (اِخ) مردی بغایت خوش طبع و خوش صحبت و شیرین کلام بوده و بیشتر اوقات تلاوت قرآن میکرد و علم قرائت را خوب میدانست و ازجملهٔ مصاحبان میر علی شیر نوائی بود و همیشه همای همت بر نصیحت و پند مردم میگماشت. این مطلع در انصاف از اوست: گرم بر سر هزار آید بلا شایستهٔ آنم که هستم بدترین خلق و خود را نیک میدانم. و در مدرسهٔ اخلاصیه جامه نهاد و مزارش بسر کوچهٔ صفا اتفاق افتاده. (ترجمهٔ مجالس النفائس ص ۳۹ و ۲۱۲).