معنی حافظ پناهی
6 بازدید
[ فِ پَ ] (اِخ) به کمان ابرو مشهور است، وی از اهل خراسان بود، و آواز خوب داشت چنانکه دو سه جا وظیفه می گرفت، صاحب طبع نیک و دیوانیست. (ترجمهٔ مجالس النفائس ص ۱۴۷).
کلمات همقافیه با «حافظ پناهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر