معنی واژه حافظ نیشابوری
0 بازدید
[ فِ ظِ نَ ] (اِخ) حسین بن علی بن یزید، مکنی به ابوعلی. وی در حفظ و ورع و رحلت (سفر) یگانه بود و در نیشابور از جعفربن احمدبن نصر حافظ سماع دارد، و در هرات از ابوعلی حسین بن ادریس انصاری، و در نسا از حسن بن سفین، و در مرو از عبداللََّه بن محمود سعدی، و در جرجان از عمران بن موسی، و در ری از ابراهیم بن یوسف مسمهانی، و در بغداد از عبداللََّه بن محمدبن ناجیة، و در کوفه از محمدبن جعفر عیات [ عیّاث؟ ]، و در بصره از ابوخلیفه قاضی، و در واسط از جعفربن احمدبن سنان حافظ، و در اهواز از عبداللََّه بن احمد عسکری، و در شوشتر از احمدبن یحیی بن زهر، و در اصفهان از ابوعبداللََّه محمدبن بصر، و در موصل از ابویعلی احمدبن علی بن مثنی، و در مکه از مفضل بن محمد جندی، و در دمشق از ابوالحسن احمدبن عمربن حوصا، و در مصر از ابوعبدالرحمن بن شعیب النساء، و در غزه از حسن بن فرح غزی صاحب ابن بکیر، و دیگر معاصرین که ذکر همه بدرازا کشد. و بسیاری از حفاظ از وی روایت دارند، مانند ابوعبداللََّه محمدبن اسحاق بن مندهٔ اصفهانی، و ابوعبداللََّه محمدبن عبداللََّه البیع و ابوعبداللََّه محمدبن ابراهیم بن جعفر جرجانی. (انساب سمعانی).