معنی حافظ عراقی

معنی واژه حافظ عراقی

0 بازدید
[ فِ ظِ عِ ] (اِخ) ابوالفضل عبدالرحیم بن حسین بن عبدالرحمن، معروف به حافظ عراقی. محدث کبیر کردنژاد. مولد او بسال ۷۲۵ هـ . ق./ ۱۳۲۵ م. در رازنان از اعمال شهر اربل است و با پدر در کودکی به مصر شد و سفری به مکه و مدینه و قدس و دمشق و بعلبک و حماة کرد، سپس به غزّه و نابلس و مصر بازگشت، و در قاهره بسال ۸۰۶ هـ . ق./۱۴۰۴ م. بدرود زندگانی گفت. او راست: «المغنی عن حمل الاسفار فی الاسفار» و «نکت منهاج البیضاوی» در اصول و «ذیل علی المیزان» و «الفیه» در غریب حدیث (خطی) و «نظم سیرت نبوی» و «تخریج احادیث الاحیاء» در چهار جزء و «تقریب الاسانید» و «ذیل علی ذیل العبر ذهبی» و «المعجم» در شرح احوال عده ای از رجال قرن هشتم هجری و «التقیید و الایضاح» در اصطلاحات حدیث (خطی) . و «شرح تقریب» (خطی) . و بسیاری دیگر از کتب. رجوع به الضوءاللامع فی القرن التاسع و ذیل طبقات الحفاظ و لحظالالحاظ و الأعلام زرکلی ج ۲ ص ۵۱۶ شود. و نیز او راست ذیل بر «عبرالاعصار و خبرالأمصار» تألیف حسینی (متوفی بسال ۷۶۷). (کشف الظنون در عنوان «عبر...»).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید