معنی حافظالموتی
6 بازدید
[ فِ ظُلْ مَ تا ] (ع اِ مرکب) حافظالاجساد. قطران. (تحفهٔ حکیم مؤمن). || شقردیون. موسیر. رجوع به حافظالاجساد شود.
کلمات همقافیه با «حافظالموتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر