معنی حافظالدین

معنی واژه حافظالدین

0 بازدید
[ فِ ظُدْ دی ] (اِخ) (تلّ...) موضعی است در بخارا که قدیم تلّ میانه و پس از آن تل بغرابیک و در این زمان تل خواجه طرخان و تل مولانا حافظالدین معروفست. از بقاع بخارا و زیارتگاه است. محمدبن علی بن طرخان یکی از ائمهٔ بخارا از آنجاست. (احوال و اشعار رودکی ص ۴۴۷).
[ فِ ظُدْ دی ] (اِخ) ابونصربن خواجه محمد پارسابن محمدبن محمود الحافظ البخاری. آنگاه که پدرش خواجه پارسا در سفر حج در شهر مدینه درگذشت قائم مقام پدر شد، و در نفی وجود و بذل موجود کار از وی گذرانید. وفاتش بسال ۸۶۵ هـ . ق. اتفاق افتاد و در قبةالاسلام بلخ مدفون گشت. یکی از شعرا در تاریخ وفات او گوید: خواجهٔ اعظم ابونصر آنکه شد تکیه گاهش مسند دارالبقا سرّ او چون با خدا پیوسته بود زین سبب تاریخ شد سرّ خدا. (حبیب السیر ج ۳ جزء ۳ ص ۲۰۹).
[ فِ ظُدْ دی ] (اِخ) بلقینی. رجوع به عبداللََّه بن احمد حافظالدین بلقینی شود.
[ فِ ظُدْ دی ] (اِخ) عبداللََّه بن احمد نسفی. رجوع به عبداللََّه... شود.
[ فِ ظُدْ دی ] (اِخ) محمدبن احمد. رجوع به محمدبن احمد عجمی شود.
[ فِ ظُدْ دی ] (اِخ) محمدبن محمدبن شهاب. رجوع به محمد... شود.
[ فِ ظُدْ دی ] (اِخ) محمدبن محمد کردوی. رجوع به محمد... شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید