معنی حاصور
6 بازدید
(اِخ) (محاصره شده) شهر معروفی از شهرهای کنعانیان که یابین بر آن سلطنت داشت، و یوشع آن را مفتوح ساخته به آتش سوخت (یوشع ۱۱:۱۰ و ۱۱) لکن ثانیاً آباد شده باز پادشاهی از کنعانیان که هم یابین نام داشت نزد آن شهریار رفت (؟). و گمان میرود که لفظ یابین هم مثل فرعون لقب سلسله ای از سلاطین کنعانیان بوده و او همان است که لشکرش بسرداری سیسرا بمقابل باراق برآمده هزیمت یافتند. (داود ۴:۲-۱۶). پس از آن سلیمان ملک آن شهر را حصاردار کرده (اول پادشاهان ۹:۱۵) بعد از تغلث فلاسر (تیگلات پلسر) آن را مفتوح ساخت و ساکنانش را به آشور به اسیری برد. بعضی موضع شهر مرقوم را تل خریبه و دیگران حضیره و یا خرابه حره دانسته اند. و عظمت آن شهر از آیاتی که در ارمیا (۴۹:۲۸-۳۳) وارد است بخوبی معلوم میگردد. || شهری که در طرف جنوبی زمین یهودا واقع بود. (یوشع ۱۵:۳۳). || شهر دیگر در همان حدود (یوشع ۱۵:۲۵) که بگمان ربنسن حضیره، و بزعم کاندر همان فرّاره ایست که در نزدیکی بیت جبرین واقع است. شهر دیگری در جنوب یهودا (یوشع ۱۵:۲۵) که بگمان کاندر همان خشرم میباشد که بشمال بئر شبع واقع است. و دور نیست که این سه شهر آخری یکی باشند. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «حاصور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر