معنی حاشک
8 بازدید
[ شِ ] (ع ص) نعت فاعلی از حشک. پی هم آینده. ج، حواشک. (منتهی الارب). || قوس حاشک؛ کمان سخت. (منتهی الارب). || نخلة حاشک؛ خرمابن بسیاربار. (منتهی الارب). درختی که خرما بسیار آورد. || ریاح حواشک؛ بادهای مختلف المهب و بادهای تند یا نرم و سست. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حاشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر