معنی حازوق

معنی واژه حازوق

0 بازدید
(اِخ) مردی از خوارج. صاغانی گوید او بدست عبداللََّه بن نعمان بن عبداللََّه بن وهب بن سعدبن عوف بن عامر... کشته شد. ابومحمدبن الاعرابی گوید دختر او محیاة، و بقول ابن الکلمی، خواهر او، و بقول جوهری زن او و یا مادر او، در مرثیهٔ وی برای ضرورت وزن حِزاقا گفته است: اقلب عینی فی الفوارس لا اری حزاقا و عینی کالحجارة من القطر فلوبیدی ملک الیمامة لم تزل قبائل تسبین العقائل من شکر. ابن بری گوید شعر از حزنق است در مرثیهٔ برادر خود حازوق که بنوشکر او را کشته بودند. رجوع به تاج العروس در مادهٔ «حزق» و منتهی الارب شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید