معنی حاریه
5 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) افعی کاسته تن از کلان سالی که بجز سر و جان و زهر در وی هیچ نمانده باشد. (منتهی الارب). آن مار که از بسیاری زهر و پیری نقصان گرفته بود. (مهذب الاسماء). مار پیر پرخطر.[ یَ ] (اِخ) از اعلام است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حاریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر