معنی حارس

معنی واژه حارس

0 بازدید
[ رِ ] (ع ص) نعت فاعلی از حَرس و حِراسَة. نگهدارنده. نگهدار. نگاهبان. نگهبان. (دهار). رقیب. حافظ. پاسبان. (دهار) (مهذب الاسماء) (غیاث). پاس دارنده: ج، حَرَس، اَحراس، حُرّاس، حُرّس. حَرسهَ : قصر بلقیس دهر بین که پری حارس بام و بالکانهٔ اوست.خاقانی. سریر سلطنت را حامی و حارس نماند از سر اضطرار فائق را استمالت کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). جماعتی که حارسان او بودند بگریختند و او را بستهٔ بلا و خستهٔ عنا رها کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). پاسبانی بود در یک کاروان حارس مال و قماش آن مهان.مولوی. خصم در ده رفت و حارس نیز نیست بهر خلوت سخت نیکو مسکنی است. مولوی. خفته بود آن شه شبانه بر سریر حارسان بر بام اندر داروگیر.مولوی. نجم ثاقب گشته حارس دیو ران که بهل دزدی ز احمد سرستان.مولوی. آن مسلمان سر نهاد از خستگی خرس حارس گشت از دل بستگی.مولوی. دید پیلی سهمناکی میرسید اول آمد سوی آن حارس دوید.مولوی. نور این شمس شموس فارس است روز خاص و عام را او حارس است. مولوی. آن کسی را کش خدا حافظ بود مرغ و ماهی مر ورا حارس شود.مولوی. ملک را شب وزیر نام اندوز حارس و پاسبان بود تا روز.اوحدی. || زندان بان.
[ رِ ] (اِخ) (آفتاب) (کوه...) این نام در سفر داوران ۱:۳۵ و دور نیست که در نزدیکی عین شمس یا کفر حارث واقع بوده است. (قاموس کتاب مقدس).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید