معنی حاجیکوچک
5 بازدید
[ چَ ] (اِخ) رکابدار. در زمان امرای قره قویون لو در آذربایجان میزیسته و از قبل قرایوسف دومین امیر این سلسله حکومت تبریز داشته و به امر او علاءالدوله پسر سلطان احمد جلایر را در قلعهٔ عادل خور مقید ساخته است. رجوع به حبط ج ۲ ص ۱۸۶ شود.
کلمات همقافیه با «حاجیکوچک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چک» برای سرودن شعر