معنی حاجیمحمد
4 بازدید
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) شاعری از رجال دربار همایون شاه پادشاه هندوستان. بیت ذیل از اوست: صد آرزوست در دل تنگم گره ز دوست دل نیست در برم گره آرزوی اوست. (از قاموس الاعلام ترکی در ذیل کلمهٔ حاجی).[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) (امیر...) غناشیرین از امرا و بزرگان زمان میرزا سلطان محمدبن بایسنقر است. صاحب حبیب السیر گوید: «و امیر حاجی محمد غناشیرین که در زمان خاقان فردوس مکان داروغهٔ کرمان بود و در آن اوان از سایر امراء میرزا محمد بمزید اقتدار و اعتبار ممتاز و مستثنی بود آغاز ظلم و تعدی کرده خاطر ترک و تازیک را بمطالبه و مصادره بیازرد و هر چند خواجه غیاث الدین پیر احمد خوافی که در دیوان میرزا محمد در جرگهٔ امراء عظام مهر میزد جناب امارت مآب را از اشتعال نایرهٔ جور و بیداد منع میفرمود بجائی نرسید لاجرم اختلال به احوال ملک و مال راه یافت و هرکس توانست از دارالسلطنهٔ هراة گریخته عنان عزیمت بصوب ملازمت میرزا ابوالقاسم بابر تافت و چون میرزا بابر چند روز در قلعهٔ عماد بسر برد بدستور سابق آن حصار را به محمد صالح سپرده از راه ابیورد روی توجه بجانب استرآباد آورد و گماشتگان میرزا محمد را از آن ولایت بیرون تاخته بار دیگر لواء سلطنت برافراشت چون این خبر به سمع میرزا محمد رسید استیصال میرزا بابر را مطمح نظر همت گردانیده... و امیر حاجی محمد غناشیرین را با سایر امرا جلادت قرین برسم منغلای پیشتر روان فرمود... از جانبین طالبان نام و ننگ در میدان جنگ تاختند... و به نیزه ثعبان نشان روزنها در سینه های یکدگر گشادند در این نوبت عنایت الهی شامل حال میرزا ابوالقاسم بابرگشت و سپاه عراق انهزام یافته دست قضا طومار حیات امیر حاجی محمد غنا شیرین را.... درنوشت....». رجوع به حبط ج ۲ ص ۲۲۱ و ۲۲۲ شود.
کلمات همقافیه با «حاجیمحمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر