معنی حاجیعلی پاشا
5 بازدید
[ عَ ] (اِخ) وی از وزرای سلطان احمدخان ثانی و او به مرتبهٔ صدارت رسیده. مولد او مرزیفون است و در ابتدا وی از بستگان مصطفی پاشای مرزیفونی مقتول که مقام صدارت داشت، بود و در آن وقت کدخدای دربانان بود و سپس سمت چاووش باشی داشت و بعد از آن با رتبهٔ وزارت به حکومت سقز وحانیه منصوب گشت و سپس با رتبهٔ سرعسکری به حکمرانی ارضروم مأمور شد و هم در آن سال به سمت قائم مقامی تعیین گردید و پس از آن ولایت دیاربکر به وی دادند و در اوائل سال ۱۱۰۳ هـ . ق. او را به استانبول خواستند و پس از عزل علی پاشای صدراعظم به درجهٔ صدارت ارتقا یافت سپس او را به بلگراد مأمور کردند و او در آنجا جنبهٔ تدافعی اختیار کرد و از جنگ احتراز جست و تنها بترمیم و تعمیر قلاع اکتفا کرد و در ۱۱۰۴ بادرنه باز گشت و آنگاه که احمد افندی را عزل کردند وی در استعفای خویش اصرار ورزید و معزول شد و به او اجازه دادند که در نزدیکی چکمجه اقامت کند و سپس استدعا کرد که او را به بروسه تبعید کنند و در ۱۱۱۰ هـ . ق. به حکومت قندیه منصوب شد و بدانجا در گذشت. او مردی عفیف و مستقیم الرأی بود و مدت صدارت او یکسال بود. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «حاجیعلی پاشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر