معنی حاجیعبدالعظیم کمانگر
5 بازدید
[ عَ دُلْ عَ کَ گَ ] (اِخ) قریه ای از قراء مشهد سر. رجوع به سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۱۷ شود.
کلمات همقافیه با «حاجیعبدالعظیم کمانگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر