معنی حاجیسیفالدین
4 بازدید
[ سَ فُدْ دی ] (اِخ) (امیر...) یکی از امراء زمان امیر تیمور. وفات ۸۰۴ هـ . ق. به نیشابور. صاحب حبیب السیر گوید: «امیر تیمور گورکان بعد از آنکه یک ماه در حدود نخجوان کامیاب و کامران اوقات گذارنید و از جانب گرجستان ملک گرگین با پیشکش فراوان بدرگاه عالم پناه رسید عزم قشلاق قره باغ فرموده از راه گنجه و بردع نهضت کرد. در ۲۲ ربیع الآخر سنهٔ اربع و ثمانمائه (۸۰۴) ماهچهٔ لوای کشورگشا سایهٔ وصول برآن دیار انداخته قبهٔ بارگاه جم اقتدار و شاهزادگان کامکار به اوج فلک دوار افراخته شد. در آن اثنا خبر آمد که امیرزاده محمدسلطان که بموجب فرمان واجب الاذعان از سرحد مغولستان به مرافقت امیر حاجی سیف الدین متوجه آستان اقبال آشیان بوده چون به نیشابور رسیده جناب امارت مآبی ودیعت حیات بمتقاضی اجل سپرده و شاهزادهٔ حشمت آئین او را تجهیز و تکفین کرده وروی بمقصد آورده از اردبیل گذشته است و در اقسام منزل گزیده. صاحبقران حمیده صفات از فوت امیر حاجی سیف الدین متأسف و از وصول امیرزاده محمد سلطان شادمان گشته....» رجوع به حبط ج ۲ ص ۱۴۹ و ۱۵۰ و ۱۶۲ و ۱۶۴ و ۱۷۹ و ۱۸۱ و ۱۸۲ شود.
کلمات همقافیه با «حاجیسیفالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر