معنی حاجیسقا
5 بازدید
[ سَ قْ قا ] (اِخ) وی بزمان سلطان مسعود، در خدمت دربار میزیست و بیهقی، در شرح دستگیری اریارق گوید: «وی [ اریارق ] بدهلیز بنشست، و من که بوالفضلم در وی می نگریستم، حاجی سقا را بخواند و وی بیامد و کوزهٔ آب پیش وی داشت، دست فرو میکرد و یخ می برآورد و میخورد...» رجوع به تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۲۲۸ شود.
کلمات همقافیه با «حاجیسقا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قا» برای سرودن شعر