معنی حاجیخاتون
4 بازدید
(اِخ) چهارمین زن اولجایتو سلطان خواهر امیرعلی و مادر ابوسعید. او در کارهای سلطنت مداخله میکرد و آنگاه که سلطنت ارپاگاون هنوز قوامی نگرفته بود، یعنی سنهٔ ۷۳۶ هـ . ق. حاجی خاتون با دلشاد خاتون و عده ای از امراء آشوب طلب گرد علی پادشاه برادر خود جمع شده او را بمخالفت ارپاگاون برانگیختند. رجوع به ذیل جامع التواریخ رشیدی تألیف حافظ ابرو ص ۷۱ و حبط ج ۲ ص ۷۷ و تاریخ مغول عباس اقبال ص ۳۴۲ و ۳۵۰ شود.(اِخ) چهارمین زن اولجایتو سلطان خواهر امیرعلی و مادر ابوسعید. او در کارهای سلطنت مداخله میکرد و آنگاه که سلطنت ارپاگاون هنوز قوامی نگرفته بود، یعنی سنهٔ ۷۳۶ هـ . ق. حاجی خاتون با دلشاد خاتون و عده ای از امراء آشوب طلب گرد علی پادشاه برادر خود جمع شده او را بمخالفت ارپاگاون برانگیختند. رجوع به ذیل جامع التواریخ رشیدی تألیف حافظ ابرو ص ۷۱ و حبط ج ۲ ص ۷۷ و تاریخ مغول عباس اقبال ص ۳۴۲ و ۳۵۰ شود.
کلمات همقافیه با «حاجیخاتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر