معنی حاجب ازدی
5 بازدید
[ جِ بَ اَ ] (اِخ) محدث. و بقول ابن عیینه از سران اباضیه است و از ابی الشعثاء بصری و حسن و غیر از آن دو روایت کند و اسودبن شیبان از وی روایت آرد. ابن حبان گویدکه حاجب بسیار خطا کند تا آنجا که اگر در حدیثی منفرد بود بدان احتجاج نکنند و بخاری او را در زمرهٔ ضعفاء محدثین آرد و حدیث «الحدث حدثان اشدهما حدث اللسان» را از طریق او از ابن عباس روایت کنند و ابن عیینه گوید از حاجب ازدی که از سران اباضیه بود سماع دارم. رجوع شود به لسان المیزان عسقلانی چ حیدرآباد ج ۲ ص ۱۴۶ و ۱۴۷.
کلمات همقافیه با «حاجب ازدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر