معنی حاجات
4 بازدید
(ع اِ) ج حاجت. - قاضی الحاجات؛ برآورندهٔ نیازها. یکی از اسماء صفات باری عزاسمه : «گفت [ دمنه ] بر درگاه ملک مقیم شده ام و آن را قبلهٔ حاجات و مقصد امید ساخته ».
کلمات همقافیه با «حاجات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر