معنی حاث باث
6 بازدید
[ ثِ ثِ ] (ع ص مرکب، از اتباع). ترکهم حاث باث؛ گذاشت ایشان را پراکنده و متفرق. حوث بوث. حوثاً بوثاً. رجوع به حوث و بوث شود.
کلمات همقافیه با «حاث باث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اث» برای سرودن شعر