معنی حائک
6 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) نعت فاعلی از حوک و حیاکت و حیاک. بافنده. جولاه. جولاهه. جولا. نسّاج. گوفشانه. پای باف. همگر. جشیر. جشیره. بافکار. || نعت فاعلی از حیک و حَیکان. آنکه خرامد. آنکه گرازان رود. آنکه گاه رفتن دوش و تن جنباند. آنکه گاه رفتن دوشها جنباند و زانوها فراخ نهد.
کلمات همقافیه با «حائک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئک» برای سرودن شعر