معنی حائط
5 بازدید
[ ءِ ] (ع اِ) دیوار. جدار: دوستی ببرید زآن مخلص تمام رو به حائط کرد تا نارد سلام.(مثنوی). || دیوار باغ. || کده. کنت. کند. ج، حیطان، حیاط. || بستان دیواربست. ج، حوائط: دریغ سی و سه پاره رز و دوازده ده دریغ حائط و قصر و زمین و انهارم.سوزنی. || (ص) طعامی حائط؛ طعامی باددار. طعامی که منتفخ گردد از آن شکم. نفّاخ.[ ءِ ] (اِخ) ناحیه ای است به یمامة.
کلمات همقافیه با «حائط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئط» برای سرودن شعر