معنی حائرة
5 بازدید
[ ءِ رَ ] (ع ص) تأنیث حائر. گوسفند و زن که هرگز جوان نشوند. ج، حوائر. || حائرة من الحوائر؛ که در آن خیری نیست.
کلمات همقافیه با «حائرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر