معنی ح
5 بازدید
(حرف) حرف ششم است از حروف هجاء عرب پس از جیم و پیش از خاء و حرف هشتم از حروف فارسی پیش از خاء و پس از چ. و آن از حروف مصمتهٔ ملفوظة و یکی از حروف ششگانهٔ حلقیه است و آن را به حساب جُمَّل و هم حساب ترتیبی فارسی به هشت دارند و نام آن حاء است و آن را حاء حطی و حاء مهمله و حاء غیرمنقوطه نیز نامند و این حرف، خاص زبان عرب است و ح رمز «حینئذِ» و رمز «صح» و گاه رمز «حاشیه» و نزد محدثین، رمز تحویل از سندی به سند دیگر است آنگاه که حدیث را اسناد زیاده از یک باشد. {aابدالها: a} حرف «ح» در تعریب: --> گاه بدل «خ» آید: حشم MMM خشم. حبّ MMM خنب. --> گاه بدل «هـ» آید: جناح MMM گناه. حرف «ح» در زبان عربی: --> گاه بدل به «اِ» شود: حِدل MMM اِدل. --> گاه بدل به «ج» شود: ترش MMM جرش. احتراش MMM اجتراش. --> گاه بدل به «خ» شود: مُحّ MMM مُخّ. طلحیف MMM طلخیف. طُماحر MMM طُماخر. طمحریر MMM طمخریر. --> و بدل «ز» آید: حلقوم MMM زلقوم --> و بدل به «ع» شود: حتی MMM عتی. حدس MMM عدس. اطّلاح MMM اطّلاع. طمّاح MMM طمّاع. --> و به جای «ف» آید: افلاس MMM احلاس و فارسی زبانان همیشه حرف «ح» کلمات عرب را «هـ» تلفظ کنند لیکن در کتابت صورت اصلی را محفوظ دارند.
کلمات همقافیه با «ح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ح» برای سرودن شعر