معنی جیغوت
5 بازدید
[ جَ / جِ ] (اِ) توبره ای که از لیف کنند. توبره و سبدی که از لیف سازند. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). توبره و سبدی که از لیف بافند. (برهان): غم عیال نبود و غم تبار نبود دلم بر آستن آکنده بود چون جیغوت.طیان. رجوع به جیغت شود.
کلمات همقافیه با «جیغوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر