معنی جیغ
8 بازدید
(اِ) بانگ و فریاد. (آنندراج). فریاد. آوازی نازک و سخت. فریادی با آواز زنان و بچگان. - جیغ زدن؛ فریاد کردن. داد زدن : سمند طبع بمیدان هرزه تا راندم که بر سواری من زد زمانهٔ دون جیغ. فوقی یزدی. - جیغ کشیدن؛ به صدای بلند فریاد کشیدن. جیق به قاف نیز آمده. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «جیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر