معنی جیزة
5 بازدید
[ زَ ] (ع اِ) ناحیه. || کرانهٔ وادی. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || یک شربت از آب. (اقرب الموارد). || زاد یک شبانه روز که بمسافران دهند. (منتهی الارب). ج، جیز، جیَز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). جیره.[ زَ ] (اِخ) دهی است بمصر. (منتهی الارب). شهر کوچکی است در مغرب قسطاط. قصبه ایست بدان سوی نیل و اهرام بقرب آن است و از اینرو به اهرام جیزه نامیده میشوند. رجوع به معجم البلدان و انساب سمعانی شود.
کلمات همقافیه با «جیزة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر