معنی جیرده
5 بازدید
[ دِهْ ] (اِخ) دهی جزء دهستان شفت بخش مرکزی شهرستان فومن. جلگه، معتدل. دارای ۶۰۷ تن سکنه است. آب آن از چشمه و استخر و محصول آن برنج، ابریشم و شغل اهالی زراعت و مکاری گری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ دِهْ ] (اِخ) دهی جزو دهستان اشکور علیای بخش رودسر شهرستان لاهیجان. کوهستانی سردسیری و دارای ۴۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، بنشن، لبنیات، عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو و صعب العبور دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ دِهْ ] (اِخ) دهی جزو دهستان اشکور علیای بخش رودسر شهرستان لاهیجان. کوهستانی سردسیری و دارای ۴۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، بنشن، لبنیات، عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو و صعب العبور دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ دِهْ ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان فومن. جلگهٔ معتدل مرطوب و دارای ۱۴۴ تن سکنه است. آب آن از استخر و محصول آن برنج، توتون سیگار، چای و شغل اهالی زراعت و مکاری گری است. ۶ باب دکان کنار رودخانه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «جیرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر