معنی جیدار
7 بازدید
[ جَ ] (ع اِ) گیاهی است که برگ آن مانند برگ بلوط است و دانهٔ سرخ رنگ دارد که آنرا قرمز نامند. (از اقرب الموارد) (آنندراج). بلغت فارسی نبات شجری است، برگش مثل برگ بلوط و با نهایت سبزی مایل بزردی و ثمرش بقدر عفصی مایل بتدویر و در روی او شبنمی می نشیند و از آن دانهٔ سرخی بقدر عدس منعقد گردیده نمو میکند و سرخی آن زیاده میشود و آن حب را قرمز گویند و نبات او در سِیُم سرد و خشک و نشستن در آب طبیخ برگ او جهت تخفیف رطوبات رحم و ضماد برگ تازهٔ او جهت اورام حاره و تسکین درد و منبع زیادتی آن و هتک عضل و آشامیدن خشک او با آب سرد جهت اسهال و با عسل و روغن جهت زحیر و ذرور او جهت التیام جراحات و طلای او جهت تقویت اعضاء مسترخیه نافع و قدر شربتش یک مثقال است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «جیدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر