معنی جیبه
6 بازدید
[ جَ بَ ] (ترکی، اِ) زره. (غیاث اللغات) (آنندراج) (انجمن آرا): بس که پیکان تو در جیبهٔ جان می بینم در برخویشتن این جیبه گران می بینم.سیفی. - جیبه خانه؛ زره خانه. (آنندراج). قورخانه. زرادخانه. جباخانه : ز جیبه خانهٔ شاه نجف بدست دعا بدفع تیغ حوادث فرستمت جوشن. ظهوری (از آنندراج). و در جیبه خانه از روزی پنج جیبه مکمل شدی. (تذکرهٔ دولتشاه سمرقندی، ذیل ترجمهٔ ابن یمین).[ بَ ] (ترکی، اِ) بکسر و یای مجهول، بمعنی بکتر و این لفظ ترکی است. (غیاث اللغات) (آنندراج) (از انجمن آرای ناصری).
کلمات همقافیه با «جیبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر