معنی جیبر
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) فرادیس بود که جمع فردوس است که بوستان و بهشت باشد. (برهان) (آنندراج).[ جِ بِ ] (اِخ) دهی از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول. دشت گرم سیر مالاریایی. سکنه ۱۰۰ تن. آب آن از رودخانهٔ دز. محصول آن غلات، برنج، کنجد و شغل اهالی زراعت و راه آنجا مالرو است. ساکنین از طایفهٔ بختیاری می باشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «جیبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر