معنی جیء
4 بازدید
[ جَ یْ ءْ ] (ع مص) آمدن. مَجی ء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به جیئة شود. || رفتن: جاء الیه؛ ذهب. (اقرب الموارد). || آوردن: جاء بک؛ آورد تو را. || غالب آمدن به آمدن. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). || گردیدن. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد). || انجام دادن. (اقرب الموارد): لقد جئتم شیئاً ادّاً. (قرآن ۱۹/۹۱). بجای آوردید کاری زشت. (از اقرب الموارد).[ جَ / جی ء ] (ع مص) خواندن بسوی طعام و شراب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و قول عرب که گوید: لو کان ذلک فی الهی ء و الجی ء، هی ء طعام و جی ء شراب است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر