معنی جگرکی
5 بازدید
[ جِ گَ رَ ] (ص نسبی، اِ) جگرک فروش. || دکان جگرفروش. || برنگ جگرک. سرخی بغایت که بیشتر بسیاهی زند. جگری.
کلمات همقافیه با «جگرکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر