معنی جکر
5 بازدید
[ جَ کَ ] (از هندی، اِ) گرد و خاک. (برهان). خاک. (ناظم الاطباء). || باد شدید با باران. (ناظم الاطباء). || فارسی شدهٔ لفظ هندی است که اصلش جهکر است و معنی آن باد تند غبارآگین است که از سمت مغرب وزد. (از غیاث اللغات).[ جَ کَ ] (ع مص) حاجتمند شدن. (منتهی الارب). || اصرار ورزیدن در بیع. (اقرب الموارد) || غضبناک کردن. خشمگین ساختن. (دزی).[ جَ کِ ] (ع ص) مزاحم. مصدع موذی. آزاررساننده. || سرکش. نافرمان. کسی که دوست دارد مخالف میل دیگری رفتار کند. (دزی).
کلمات همقافیه با «جکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر