معنی جوک زدن
6 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) تعظیم کردن. احترام گذاشتن و آن چنانست که جوک زننده یکی از زانوهای خود را بزمین نهد و با مرفق خود بزمین اشارت کند و این عادت نزد مغولان غایت تعظیم و بزرگداشت است. (از تعلیقات محمد معین بر چهارمقاله): زانوی خدمت بر زمین ننهاد و جوک نزد. (جهانگشای جوینی). و پسران کلبلات در زمرهٔ اوکوتیمور جوک زده سخن ایشان می پرسیدند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «جوک زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر