معنی جوژه
5 بازدید
[ ژَ / ژِ ] (اِ) جوجه است که بچهٔ مرغ باشد. (برهان): چون پند فرومایه سوی جوژه گراید شاهین ستنبه به تذروان کند آهنگ. جلاب بخاری. گوشت ماکیان جوژه حرارت معده را ساکن کند بخاصیت. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به جوجه شود.
کلمات همقافیه با «جوژه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژه» برای سرودن شعر