معنی جون

معنی جون

7 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) گیاه سبز مایل بسیاهی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سرخ. (منتهی الارب). || سپید. || سیاه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و این کلمه از اضداد است. (اقرب الموارد). || روز. || سخت سیاه از شتر و اسب. ج، جون. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). از رنگهای شتر. اگر شتر سخت سیاه باشد جون گفته میشود. (صبح الاعشی ج ۲ ص ۳۳). || (مص) سیاه شدن روی. (اقرب الموارد).
[ جَ وَ ] (اِ) چوبی باشد که در زیر آن غلطکها نصب کنند و بر گردن گاو بندند و بر بالای غله ای که از کاه جدا نشده باشد بگردانند تا غله از کاه جدا شود. (برهان) . || یواشن. منسفه، آن پنجه ایست که بدان خرمن باد دهند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
(ع اِ) (اصطلاح جغرافیا) قطعه ای از دریا که بسیار در خشکی وارد شود. (از محیطالمحیط). خلیج. رجوع به خلیج شود. || جِ جَون. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به جَون شود.
[ جُ وَ ] (ع اِ) جِ جونة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به جونة شود.
[ جَ ] (اِخ) بنوالجون؛ قبیله ایست از ازد. (منتهی الارب).
[ جَ ] (اِخ) نام رودخانه ایست عظیم در هندوستان. (برهان).
[ جَ ] (اِخ) ابن قتادة. از صحابیان یا تابعیان است. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «جون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید