معنی جوله
75 بازدید
[ جَ / جُو لَ / لِ ] (اِ) نساج. (غیاث اللغات از رشیدی). سفیدباف. || عنکبوت. (غیاث اللغات). رجوع به جوله و جولاه شود.[ لَ هْ ] (ص، اِ) بضم اول و فتح ثالث و ظهور «ها» مخفف جولاهه. بافنده. (برهان). || عنکبوت. (برهان). رجوع به جولاه شود.[ لَ / لِ ] (اِ) به خفای ها، تیردان و ترکش را گویند. کیش و قربان و آن جایی باشد که کمان را در آن نهند. || زده شده اعم از پشم و پنبه و غیر آن. || خارپشت بزرگ. || (هندی، اِ) علتی است که آنرا بعربی فالج خوانند. || با واو مجهول، نوعی سبزه است که آنرا مرغ و فریز گویند. (برهان).
کلمات همقافیه با «جوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر