معنی جولقی
8 بازدید
[ لَ ] (ص نسبی) منسوب به جولق. قلندر شال پوش باشد، و بفتح اول و کسر ثالث هم آمده. (برهان). ژنده پوش و قلندر پشمینه پوش. (غیاث اللغات): ناگهانی جولقیی میگذشت با سر بیمو بسان طاس و طشت.مولوی. رجوع به جولخی شود.[ جَ / جُو لَ ] (ص نسبی) جولخی. جولقی. رجوع به جولقی شود.
کلمات همقافیه با «جولقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر