معنی جولخ
7 بازدید
[ لَ ] (اِ) نوعی از بافتهٔ پشمینه باشد که از آن خرجین سازند و مردم فقیر و درویش و قلندران هم پوشند. (برهان). نوعی از بافتهٔ پشمین از جنس گلیم که پشم آن درشت و خشن باشد و از آن خورجین سازند و مردم فقیر و درویش آنرا بپوشند، و معرب آن جولق است و در این روزگار بتعریب اشتهار دارد. (آنندراج): قصب من که بیست بیش ارزید بعد شش ماه استجارت تو جولخی شد که شش نمی ارزد چشم بد دور از تجارت تو. کمال اسماعیل (از آنندراج). رجوع به جولق و جوالق شود.
کلمات همقافیه با «جولخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر