معنی جوشک
5 بازدید
[ جَ / جُو شَ ] (اِ) کوزه ای باشد لوله دار که آنرا بعربی بلبله گویند، و بضم اول بر وزن کوچک هم آمده است. (برهان).[ شَ ] (اِ) کوزهٔ لوله دار. (برهان). رجوع به مادهٔ قبل شود.[ ] (اِخ) (چشمهٔ...) از حومهٔ شیراز دو فرسخ میانهٔ شمال و مغرب شهر شیراز است. بساتین مسجد بردی و زراعتهای حوالی شهر از این چشمه سیراب میشود. (فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «جوشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر